تبلیغات
آ مثل آسمون











آ مثل آسمون

بنام آنکه نور جسم و جانست

خدای آشکارا و نهانست

خداوندی که جان در تن نهان کرد

ز نور خود زمین و آسمان کرد

فلک خرگاه تخت لامکان ساخت

زکاف و نون زمین و آسمان ساخت

ز یک جوهر پدید آورد اشیا

ز بود خویش پنهانست و پیدا

مه و خورشید هردو در سجودش

طلبکار آمده در بود بودش

به هر کسوت که میخواهد برآید

بهر نقشی که میخواهد نماید

زمین و آسمان گردان اویند

کواکب جمله سرگردان اویند
نوشته شده در شنبه 12 آذر 1390 ساعت 12:04 ق.ظ توسط آسمون نظرات |

ولادت بهترین بانوی عالم، حضرت فاطمه(س) رو به همه دوستای گلم تبریک میگم


روز زن و مادر به تمام خانومای عزیز ایرانی تبریک


یه موزیک تقدیم به تمام خانومای خوب که همیشه باعث آرامش میشن:


آرامش(بهنام صفوی)

نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت 1391 ساعت 11:23 ق.ظ توسط آسمون نظرات |

واسه دیدن بارون اشکات دوباره خاطره هامو سوزوندم
آخه تو اینجا نبودی ببینی چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو،چجوری عاشق عشق تو منده
منی که بی تو یه لحظه نبودم،کی دل خاطرهاتو شکونده
میون رنگ عجیب نگاهت، یه کمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه، تو بیا واقعی شو خود رویا
واسه دیدن ساحل چشمات، همه دار و ندارمو میدم
واسه شادی قلبت عزیزم، همه احساس تو قلبمو میدم
میون این همه دوری مفرط، چجوری میشه دستاتو بگیرم؟
حالا که خسته بغضم عزیزم، تو نذار اینجوری بی تو بمیرم


نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ساعت 04:51 ب.ظ توسط آسمون نظرات |

دیدین گاهی اونقدر تکراری میشی که عملا دیده نمیشی؟؟؟؟؟؟


الان من حس دیده نشدن دارم...............



گاهی برای مدتی باید رفت....دل کند.....نمیدونم به کجا ولی باید رفت....

نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ساعت 07:10 ب.ظ توسط آسمون نظرات |

خداوندا مادرم را همیشه سالم و تندرست نگه دار تا در زیر سایه اش آرامش زندگیم حفظ شود....

امروز تولد مادرمه....یه مادر مهربون و خوب مثل همه مادرای ایرانی


امشب قراره واسش جشن بگیریم

نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ساعت 12:07 ب.ظ توسط آسمون نظرات |

دو روز پیش تو اینه یه چیز عجیب دیدم...موهای سفیدم دو تا شده بودن

خدا از سر تقصیرات اونایی که باعث سفید شدن موی من شدن بگذره

نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ساعت 10:59 ب.ظ توسط آسمون نظرات |

به لطف ستاره های آسمانی(ستاره های بی آسمان سابق) دوستای خوبی توی جامعه معلولین دارم، امروز مراسم عزاداری به مناسبت شهادت حضرت فاطمه (س) داشتند و از من دعوت کرده بودند....

دیدن آدمایی که با وجود معلولیت، خودشون رو توی جامعه بالا کشیده بودن، خیلی دلگرم کننده بود....


خدایا به خاطر سلامتی که دارم شکرت

نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 ساعت 09:50 ب.ظ توسط آسمون نظرات |

این روزا اینقدر فکرم مشغول مسائل مختلفه که نمیدونم چی بگم و از کجا بگم!!!!!

اما اینو بگم که کاش بعضی از بازیها شرع نمی شدن....اصلا نمیدونم این بازی از کی شروع شد؟؟؟؟؟و تا کی می خواست ادامه پیدا کنه؟؟؟!!!!! تا کی می خواست به این بازی ادامه بده؟؟؟؟؟ولی خدا رو شکر تموم شد....


بازی تمام

نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین 1391 ساعت 12:04 ق.ظ توسط آسمون نظرات |


نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین 1391 ساعت 08:39 ب.ظ توسط آسمون نظرات |

راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!
"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب


حسین پناهی


نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین 1391 ساعت 11:13 ق.ظ توسط آسمون نظرات |

روزی روزگاری مردم، در شهری به خوبی و خوشی زندگی می کردند. زمانی رسید که فردی احساس دلتنگی کرد، 15 دقیقه لازم داشت تا با کسی درد و دل کند... به سراغ دوستان و اطرافیان رفت اما هیچ کدام به اندازه 15 دقیقه برای گوش دادن به حرف هایش وقت نداشتند...تا روزی آنقدر حرف در دل بیچاره جمع شد، که دق کرد و مرد....

دوستان و اطافیان جمع شدند، دست به دست هم دادند و مراسم تدفین با شکوهی را که ساعت ها به طول انجامید برای او برگزار کردند...


اما افسوس که دیگر او در این دنیا نبود


کاش ما آدما واسه هم بیشتر وقت میذاشتیم، ممکنه هر کدوم از ما فردا نباشیم.

یادتون باشه اگر یه نفر فقط 15 دقیقه از شما وقت می خواست تا فقط حرف بزنه و شما گوش بدید، ازش دریغ نکنید.


دلتون همیشه شاد باشه....

نوشته شده در جمعه 25 فروردین 1391 ساعت 11:50 ق.ظ توسط آسمون نظرات |


Design By : Pichak